جمعه 6 آذر1388
استغفرالله
خدایا تو بوسیدهای هیچگاه، لب سرخفام زنی مست را
ز وسواس لرزید دندان تو، به پستان کالش زدی دست را
خدایا دلت خواست تا نیمه شب، به فنجان نافش بریزی شراب
لب خویش بر جام نافش نهی، بنوشی بدان سان که گردی به خواب
خدایا تو لرزیدهای هیچگاه، به محراب کمرنگ چشمان او
شنیدی تو بانگ دل خویش را، ز تاریکی سینهی تنگ او
خدایا شبی شد که مدهوش و مست، ره خانهی خویش را گم کنی
بکوبی در روسپیخانهها، به میخانهها سجده بر خم کنی
خدایا تو هیچ از زنی خواستی، که تا صبح خوابد در آغوش تو
سحر مست برخیزی از بسترش، گناهش بود جمله بر دوش تو
خدایا شب تیرهی تیرماه، گرفتهاست شهوت گریبان تو
کنی روی سوی خوابگاه زنی، تپد قلب و بر لب رسد جان تو
خدایا تو گرییدهای هیچگاه، به دنبال تابوتهای سیاه
ز چشمان خاموش پاشیدهای به چشم کسی خون به جای نگاه
تو ای ایزد رانده از دردها، چه دانی که احساس و اندوه چیست
شبی گر بیایی به میخانهها، بگویی خدای شما کیست کیست
دریغا تو احساس اگر داشتی، دلت را چو من مفت میباختی
برای خود ای ایزد بی خدا، خدایی دگر میساختی
یکشنبه 1 آذر1388
عکسهای مهناز افشار بهرام رادان و حامد بهداد در جشنواره فيلمهای كوتاه ايرانی در كانادا




دوشنبه 25 آبان1388
اولین فرش قرمز در ایران(واقعا عجبه)
این مراسم كه در ابتدا قرار بود در ساعت 17 برگزار شود به دلیل ازدحام بسیار زیاد جمعیت و به تبع آن شلوغی خیابانهای اطراف با حدود 50 دقیقه تاخیر همراه شد و در ساعت 17:50 دقیقه اولین ماشین لیموزین وارد خیابان شكوفه شد و از آن مسعود كیمیایی، رضا یزدانی، جلال پیشواییان و محمد معید پیاده شدند.
لیموزین دوم كه با فاصله كمی وارد شد پولاد كیمیایی، تورج منصوری، محمد صادق آذین را وارد فرش قرمز كرد و پس از آن نیكی كریمی، شقایق فراهانی، نگار فروزنده و شبنم درویش به عنوان بازیگران زن محاكمه در خیابان از روی فرش قرمز رد شدند.
این مراسم كه پس از آن در سالن اصلی سینما ناهید برگزار شد به دلیل برخی از ناهماهنگیها باز هم با تاخیر همراه بود اما سرانجام در ساعت 18:30 دقیقه رضا یزدانی به روی صحنه رفت و با اجرای ترانه خود رسماً این فرش قرمز را افتتاح كرد.
پس از اجرای ترانه حكم توسط رضا یزدانی، نیما حسنی نسب به روی صحنه رفت و گفت: این اولین مراسم فرش قرمز تاریخ سینمای ایران است كه توسط سایت سینمای ما برگزار میشود و خوشبختانه مصادف شده است آغاز اكران عمومی بیست و هفتمین فیلم بلند مسعود كیمیایی.
در ادامه مراسم بخشهایی از مجموعه مستند مسعود كیمیایی كه قرار است توسط مؤسسه رسانههای تصویری پخش شود و كارگردانی آنها را حسنی نسب به عهده داشته پخش شد كه در آن لیلا حاتمی، احمد نجفی، شاهد احمدلو، فریبرز عرب نیا، نیكی كریمی، پولاد كیمیایی، علیرضا زرین دست، كارن همایونفر، رضا یزدانی و فریماه فرجامی در خصوص وجوه مختلف كاری كیمیایی صحبت كردند و در بخشی كه به مصاحبه با كیمیایی پرداخت، وی گفت: پنجاه سال تمرین زمان خیلی زیادی است یعنی میشود با برگهای ریخته پاییزی یك سیگار برگ هاوانایی خیلی خوب بسازید با تمبر!
پس از پایان پخش این فیلم با دعوت حسنینسب، رضا یزدانی، پولاد كیمیایی، تورج منصوری، سارا حمزه،اسحاق خانزادی، علیرضا شمس شریفی، محمد معید، نیكی كریمی، شقایق فراهانی، شبنم درویش، نگار فروزنده، محمدصادق آذین، فرزین قرهگزلو، اكبر معززی، بابك برزویه و علیاصغر طبسی به عنوان عوامل بیست و هفتمین فیلم بلند مسعود كیمیایی به روی صحنه رفتند كه از این جمع اكبر معززی،نیكی كریمی، فرزین قرهگزلو، تورج منصوری و پولاد كیمیایی به نمایندگی از عوامل جلوی دوربین و پشت صحنه فیلم دقایقی را سخنرانی كردند.
حاشیههای مراسم
شلوغی، ازدحام، فریاد و درگیری از جمله حاشیههای مراسم افتتاحیه فیلم سینمایی محاكمه در خیابان بود كه برای دقایقی لحظات تاسفباری را چه در خیابان شكوفه و چه در سالن سینما رقم زد.
برخی از حاضرین در سینما عنوان میكردند كه برای حضور در این مراسم 15 هزار تومان و برخی دیگر 10 هزار تومان بلیط تهیه كردهاند كه بلیط های 15 هزار تومانی مربوط به طبقه پایین و بلیطهای 10 هزار تومانی مربوط به طبقه بالا بود. هر چند كه 1500 نفر جمعیت در سالن 400 نفره سینما ناهید حضور یافته بودند كه این مسئله باعث مشكلات زیادی برای برگزار كنندگان مراسم نیز شده بود.
استقبال بسیار زیاد مردم از این مراسم فرش قرمز باعث ازدحام بسیار زیادی در جلوی درب ورودی سینما ناهید شده بود به طوریكه چندین خیابان منتهی به خیابان شكوفه و 17 شهریور ترافیك شدیدی پیدا كرده بودند و این مسئله خودروهای عبوری را بسیار كلافه كرده بود و باعث درگیریهای پراكندهای بین مردم و خودروها شد.
میزان حضور جمعیت در سالن به حدی بود كه بسیاری از خبرنگاران جای مناسبی برای نشستن پیدا نكردند و یا ایستاده و یا بر روی زمین و یا بر روی صندلیهای پلاستیكی مراسم را پوشش دادند. البته برگزار كنندگان مراسم تقصیر چندانی نداشتند چرا كه موج اول جمعیت كه وارد سینما شد از دست محافظان كاملا در رفت و همین مسئله كار را بسیار سخت كرده بود.
رضا یزدانی در این مراسم به اجرای سه قطعه موسیقی پرداخت كه قطعات موسیقی فیلمهای حكم، رئیس و محاكمه در خیابان را اجرا كرد و با استقبال بسیار زیاد مردم مواجه شد.
از سوی برگزار كنندگان مراسم چندین بار عنوان شد كه اولین مراسم فرش قرمز سینمای ایران در حالیكه چندی پیش برای نمایش فیلم سینمای بیپولی بهرام رادان در پردیس سینما ملت یك چنین فرش قرمزی را برپا كرده بود و حتی در دهه هفتاد نیز برخی از تهیه كنندگان مشهور سینما برای فیلمهای بزرگ خود مراسم فرش قرمز برگزار میكردندكه به نظر میرسد این نكته از نظر دوستان غافل مانده بود.
بیشترین تشویقها در بین بازیگران فیلم متوجه پولاد كیمیایی، حامد بهداد و نیكی كریمی بود چرا كه حاضران با هر بار دیدن اسم این سه بازیگر آنها را به شدت تشویق میكردند.
برای مراسم فرش قرمز چهار خودروی لیموزین پژو درنظر گرفته شده بود كه البته با وجود ازدحام بسیار زیاد جمعیت با مشكلات زیادی این خودروها توانستند سرنشینان خود را بر روی فرش قرمز پیاده كنند.تیم محافظت مراسم همگی كت و شلوارهای یكدست مشكی رنگ به تن داشتند كه 15 محافظ حرفهای و نیمه مسلح این مراسم را كنترل میكردند اما با شروع نمایش فیلم یادشان رفت كه باید به محافظت از سالن میپرداختند و هر كدامشان در گوشهای مشغول تماشای فیلم بودند.












جمعه 22 آبان1388
تولدم مبارک
از اموزشی که اومدم خونه مثل همیشه به دوستام زنگ زدم حال و احوال کنیم
متاسفانه متوجه شدم 13 آبان حامد رو گرفتن...
علی هم در حد مرگ کتک خورده بوده البته من که هیچی ندیدم رو صورتش...
خدا کنه بخیر بیاد...
دیشب پاسبخش بودم باید هر 2 ساعت در میون سربازارو بیدار میکردم برن تو پادگان
پست بدن ...
تا صبح 10 دفه بیدار شدم
تولدم هم میخواستم آپ کنم دیگه بی خیال شدم در حد تیم ملی پریود رو حی ام..
برا همین تقاضا میکنم پست 24 آبان پارسال رو بخونین
پی نوشت:بالاخره تونستم تو پادگان یه نخ سیگار بکشم یواشکی ولی کوفتم شد
شادی را هدیه کن
حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز،
حتی به آنها که دلت را شکستند...
دعا کن!
حتی برای آنها که نفرینت کردند
درخت باش برغم تبرها
بهار شو ،بخند ....
که خدا هنوز از آن بالا با ماست...!
جمعه 8 آبان1388
ولادت امام رضا
۵ شنبه جمعه ها مرخصی میدن .خداروشکر از ژادگانم راضی ام..
غذاهای خوبی هم میده....همه دکتر مهندسن ماشالله![]()
فرمانده گروهان: ازجلو نظام ما : الله
فرمانده گروهان:خبر دار ما : الله اکبر جانم فدای رهبر![]()
تازه رژه که میرفتیم باید میگفتیم
ما یاوران مهدی صاحب زمانیم ای خ ا م ن ه ای بهر تو جان میسپاریم
دریا و خاک و آسمان در پنجه ماست از غرش ما در جان همواره غوغاس![]()
خلاصه ما شدیم مرید مقام عظمای ولایت، نایب برحق حضرت صاحب الزمان، ولی مطلقه
فقیه، رهبر انقلاب اسلامی ایران ،آیت الله خ ام ن ه ای اعلی الله مقامه![]()
تکبیر..
رهبری چن تاسرباز وفادار مثل من داشته باشه غم نداره![]()
از این به بعد کسی در مورد انقلاب مخملی چیزی بگه راحت میفروشمشا. گفته باشم![]()
بگذریم که سخن از امام هشتم در هشت هشت هشتادو هشت از همه چیز خوش تر است
ساقیا حالم خرابه درد من فقط شرابه می بده ز جام عشقت که می تو ناب نابه

اگه حق اسم تو رو هشتم نوشته شاید هشت پین کد درهای بهشته
خدا هم قشنگترین لحظه عمرش توی هشتم هشت هشتادو هشته
جمعه 1 آبان1388
خداحافظ
چن وقت پیش یه خانم ناز و قشنگ و با شخصیت و دوس داشتنی چرخ سمت راست
ماشینشو انداخت تو جوب...
منم که این موقع ها حس هم نوع دوستیم گل میکنه داشتم می رفتم کمکش کنم...
دیدم یه گله مرد دیگه اومدن کمک کنن دیگه من نرفتم....
خیال میکردم فقط خودم اینجور موقع ها حس همنوع دوستی دارم...
نگو غیر از من آدمای خیر خواه زیادن....این خیلی خوبه![]()
فکر کنم این خانوم با حجمی از شماره تلفن بدرقه شد.....
من چرا دارم خاطره تعریف میکنم الان
اصلا این سعید الان سعید قدیم نیس...از لحاظ روحی کاملا پریودم...
سعید خسته
سعید تهنا
سعید داغون
سعید محزون
سعید مجنون
سعید دل خون
سعید و این همه افسون
مثل این بچه های طلاق همش میشینم یه گوشه میرم توفکر...
قرار نیس هر جوونی تو خودش باشه عاشق شده باشه که...
نمیدونم چرا فکر نمیکنن من تو بهترین لحظات جوانیم که باید فکر خونه و پول و زندگی
برای آیندم باشم باید برم سربازی...
من به کی بگم دردو دلمو..
برگردم ۲۵ سالم شده..بیش از یه سال باید با حقوق ۵۰ هزارتومنیه سربازی بسازم...
هی هی هی
این کتاب تست مدیریت تولید هایده متقی تا چن وقت پیش مثل پشکل ریخته بود تو بازارا
حالا یه دونشو هم ندارن...
همه کتاب فروشی های تهرانو گشتم پیدا نکردم کمرم راست نمیشه...
همه علت و معلول جهان هم قسم شدن منو اذیت کنن...ولی کم میارن...
کلا از بحث اصلی دور شدیم...همش وسط حرفم یه حرف دیگه میزنم
خوانندگان وبلاگم ...من شنبه اعزامم
هر خوبی و بدی از من دیدین حلالم کنین...
پی نوشت1:چند وقته دارم کتاب سینوهه رو میخونم...حس میکنم این بشر خالی بنده
ژی نوشت:همش حرف (پ) رو (ژ) تایپ میکنم اعصابم خورد شد
خداحافظ نوشت:
خداحافظ ! خداحافظ ! سلامِ خوبِ دیروزم
بدون من تا تهِ دنیا به آتیشِ تو میسوزم
خداحافظ ! خداحافظ ! همیشه همدمُ همراه
دلیلِ بغضِ بیوقفه ، دلیلِ هق هقِ گهگاه
خداحافظ ! خداحافظ ! عزیزِ خسته از تکرار
نگو تقدیرِ ما این بود ، محاله بعد از این دیدار
خداحافظ ! خداحافظ ! سیه پوشِ سراپا نور
شروعِ نابِ هر شعری ، تو ای نزدیکِ دورادور
خداحافظ غزلسازِ طنابُ شاخه وُ رؤیا
صدای نابِ روییدن ، غریقِ عاشقِ دریا
خداحافظ ! خداحافظ ! گلِ اردیبهشتِ من
پُر از نامِ زلالِ توست ، کتابِ سرنوشتِ من
ای گُلِ باراننویسِ این کویرِ بیبهار
ای چراغ روشنِ شبْ گریههای انتظار
آخرین برگِ تمامِ قصههای ناتمام
ای غزالِ پُر غرورِ دشتِ سبزِ بیحصار
خداحافظ ! خداحافظ ! دلیلِ تازه بودنها
خداحافظ ! خداحافظ ! تمنای سرودنها
خداحافظ ! خداحافظ ! سفر خوش ! راهِ رؤیا باز
پَس از تو قحطیِ لبخند ، پَس از تو حسرتِ پرواز...
یغما گلرویی
پی نوشت ۲:هر کی ندونه خیال میکنه خدا نکرده میخوام برم برنگردم
دوشنبه 27 مهر1388
سیاسی
جنگ تحميلي ، خزر ، تناقض و...
1- عقب نشيني از حقوق ملت ايران خيانت است...
2- ما بر سر حقوق مسلم خود حاضر به مذاكره با هيچ كشوري نيستيم....
3- ما ذره اي از حقوق ملت ايران عقب نشيني نخواهيم كرد...
4- اصولا ملت ايران به اجازه نخواهد داد كه بر سر حقوق اساسي آنها با كسي مذاكره كنيم....
5- ما ذره اي از حقوق ملت ايران عقب نشيني نخواهيم كرد...
6- ما از حقوق ملتمان به اندازه سر سوزني كوتاه نمي آييم....
7- جهانيان بدانند ملت ايران از حقوق مسلم خود عقب نشيني نخواهد كرد...
8-
...
جملات فوق عينا متن گفته هاي مسئولين ايران است.
در طي ساليان اخير چندبار جملات فوق را شنيده ايد؟
10 بار ، 100 بار، 1000 بار ....
يك سوال ؟!
طبق بند ششم قطعنامه لازم الاجرا 598 شوراي امنيت (كه با توافق سه جانبه ايران ، عراق و سازمان ملل متحد تنظيم شد) ، دبير كل سازمان ملل موظف به شناسايي متجاوز در جنگ ايران و عراق شد و متجاوز ملزم و متعهد به پرداخت كليه خسارات و همچنين غرامت به كشور مقابل گرديد.
اين قطعنامه در تاريخ 27 تيرماه 1367 مورد قبول ايران و عراق قرار گرفت.
پس از بررسي هياتهاي مختلف كارشناسي شوراي امنيت و سازمان ملل ، خاويار پرز دكوئيار( دبير كل وقت سازمان ملل متحد) طي بيانيه اي رسمي عراق را متجاوز اعلام كرد و عراق ملزم به پرداخت كليه خسارات و همچنين غرامت به كشور ايران شد.
رييس جمهور وقت (هاشمي رفسنجاني) و وزير كشور وقت (عبدالله نوري) حداقل خسارت وارده به كشور در طول 2900 روز جنگ را حداقل 1000 ميليارد دلار اعلام كردند. حال آنكه صرفا خسارت ناشي از شهادت حداقل 300 هزار نفر، مجروح شدن حداقل 700 هزار نفر، تخريب كامل حداقل 10 شهر كشور، تخريب عمده 5 استان كشور، حملات موشكي به حداقل 30شهر كشور، هزاران بي خانمان و جنگ زده ، تخريب صنايع و زيرساختهاي اقتصادي و ... غرامت آنها شايد بسيار بيشتر باشد.
اما
ضروري است بدانيد كشور كويت بخاطر 40 روز اشغال كشورش توسط عراق در جنگ اول خليج فارس، 200 ميليارد دلار غرامت درخواست كرد و طي چند سال از درآمد حاصل از فروش نفت عراق ، غرامت مذكور به حساب كويت واريز شد.
حال ما به همين 1000 ميليارد دلار هم قانع باشيم چون مبلغ بالايي است.
اما
در اين مدت حدود 20سال، ايران حاضر به پيگيري دريافت خسارت و غرامت خود از عراق نشد.
چندي پيش يك خبرنگار از يكي از مسئولين ارشد مملكتي( نماينده ويژه 18 ساله رهبر در شوراي عالي امنيت ملي، رييس قبلي صدا و سيما و دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي و رييس فعلي مجلس) در باره علت عدم پيگيري غرامت جنگ از عراق پرسيده بود .. وي پرسيد سرنوشت پرداخت خسارات جنگ تحميلي بر كشور به كجا انجاميده است؟
در جواب وي با عتاب و تندي گفته شد، ديگر در مورد اين قضيه سئوال نپرسيد و پيگيري نكنيد . اين خلاف مصالح ملي است!
هرچه فكر كنيم كه علت آنكه ما نبايد پيگير خسارات و غرامت جنگ ويرانگرباشيم چيست . احتمالا جوابي منطقي نخواهيد يافت!
شگفتي آنجاست كه ما بايد پيگير منافع، فلسطين و لبنان و ونزوئلا و بوليوي و بوسني و كاستاريكا و سريلانكا و ... باشيم اما حق پيگيري حقوق مسلم خود را نداريم!
يك سوال ديگر ؟!
طبق دو معاهده رسمي فيمابين ايران و شوروي سابق در دهه 1920 و 1940 سهم ايران و شوروي سابق از حقوق و كليه منافع درياي خزر، مساوي و مشترك است.
همچنان كه معاهدات و حقوق بينالملل و منطق ايجاب مي كرد در سال 1991 كشورهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق، به مجامع جهاني اعلام نمودند كشورهايشان به كليه معاهدات و تفاهمنامه هاي فيمابين با ساير كشورها پايبند است.
لذا 4 كشور تركمنستان، قزاقستان، روسيه و آذربايجان ، به دلخواه خودشان ، مختار به تقسيم منافع درياي خزر، از سهم 50 درصدي شوروي سابق بودند.
اما جايگاه بين المللي و قدرت چانه زني ايران در سالهاي اخير چنان تنزل يافته و اوامر و دستورات سران كرملين ( روسيه) ما را به جايي برد كه سران ايران حاضر شدند بر سر 50 درصد سهم قطعي و قانوني خود در درياي خزر بر سر ميز مذاكره بنشينند.
در اجلاسي كه به دليل حضور شخص ولاديمير پوتين(رييس جمهور وقت روسيه) با ذوق زدگي زائدالوصف ايران در تهران برگزار شد، به جايي رسيديم كه در عين ناباوري سهم ايران از منافع رو و زير زميني خزر 3/11 (يازده و سه دهم ) تعيين شد!
پنجاه درصد كجا و يازده درصد كجا ؟!
وقتي اين مساله با واكنش شديد نخبگان و مردم مواجه شد ، وزير خارجه دولت نهم در مراسم عيد غدير در ميان كاركنان وزارت خارجه اعلام كرد:" اين يك جنجال است . اين را بدانيد حق ايران از رژيم حقوقي درياي خزر هيچگاه در طول تاريخ بيش از 11 ( يازده)درصد نبوده است!"
كار به جايي رسيد كه كاظم جلالي (عضو و مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس) اعلام كرد: "اگر ما به سهم 20 درصدي از خزر برسيم براي ما يك پيروزي خواهد بود ."
جالب است اجلاس اخير براي تعيين رژيم حقوقي درياي خزر اينبار در قزاقستان و بدون دعوت از ايران انجام شد.
و هم اكنون چندسال است به جايي رسيديم كه كشور آذربايجان نفت را ، و كشور تركمنستان گاز را از زير آب و خاك خارج مي كند اما ما نمي توانيم دم بر آوريم. ( صحت اين گفته را ميتوانيد از هر كارشناس مستقل نفت و گاز جويا شويد.)
وقتي كشور آذربايجان (كه ايران خود را متعهد به ارسال كمكهاي انسان دوستانه كميته امداد امام به محرومان آن كشور ميداند) ايران را از كنسرسيوم استخراج نفت در سواحل مشترك آذربايجان و ايران اخراج كرد ، سخت ترين و تندترين واكنش ايران اين بود كه وزير خارجه ايران اين مساله را صرفا " كار بد " توصيف كرد و هيچ اقدام حقوقي براي استيفاي حق مسلم ايران از منافع خزر انجام نشد.
اي كاش به جاي روسيه ، آمريكا در ساحل خزر بود . چون مسئولين ايران فقط مي توانند در مقابل آمريكا و اسراييل چنگ و دندان نشان دهنده و در مقابل ساير كشورها كلاه ايران پشم ندارد.
در واقع تئوري و دكترين اصلي جمهوري اسلامي اين است
" به همه كشورها بايد باج داد تا به آمريكا باج نداد.
حال آيا جملات مسئولين جمهوري اسلامي درباره كوتاه نيامدن
از حقوق ملت ايران، صحت دارد؟
چهارشنبه 22 مهر1388
بی آر تی
تو اتوبوس که هستم یه حس همنوع دوستی بهم دست میده که خودمو هم طبقه و شبیه به مردم میبینم
خدا وکیلی لاف نمیام..یه همچین حسی دارم..
خیلی سخته وقتی شلوغ باشه ها ولی یه جورایی برام لذت بخشه...
هر دفعه که رفتم یه اتفاقی افتاده...دیروز یه کارگر افغانی تو بی آر تی بود داشت برا یه عده پیره مرد صحبت میکرد میگفت مدیریت ایران ضعیفه...داشت در مورد مشکلات سیاسی واقتصادیه ایران صحبت میکرد و یه حرفای قلمبه سلمبه میزد... داشتم میترکیدم از خنده...میگفت من دلم برا مردم ایران میسوزه...با صدای بلند میخندیدم نمیتونستم جلو خودمو بگیرم...
چه روزگاری شده که افغانی ها هم از ایران میرنجن...ای بابا چی بگه آدم
کلا من یه آدم سیاسی نیستم ولی به جان عمه جانم هر روز که میگذره بر حرامزادگیه کروبی و میر حسین و احمدی نژاد بیشتر پی میبرم
مردم خام مارو سر کار گذاشتن...حق داره این افغانیه دلش برامون بسوزه:)
برنامه های صدا سیمارو میبینی فکر میکنی تو بهشت زندگی میکنی...شبکه های وابسته به غرب که میبینی احساس میکنی داری تو جهنم غلت میزنی....
بحث راجع به بی آرتی بود داشتیم از بحث دور میشدیم...ولی این بی آرتی ها یه مشکلی داره وقتی به مقصد میرسی انگار خسته ای..من که خوابم میگیره...
جرات دارین ساعت ۶ تا ۸ شب برید تو ایستگاه بی آر تی چها راه ولیعصر...آدم میخواد همون وسط بشینه زار زار اشک بریزه:)
پی نوشت:میگم بزنم به تخته همینجوری داره خواننده های وبلاگ زیاد تر میشه ها
پی نوشت ۲:این تصاویرو ببینید یه کم به خودتون بیاید
دل نوشت:دلم از کسی گرفته که میخوام براش بمیرم
سه شنبه 21 مهر1388
فرزان اطهری

حتما تصویر این آفاهه رو دیدین....
آقای فرزان اطهری که سوپر مدل بین المللی
و منتخب ایرانی هستن....

دوس دخترش خیلی نازه هیکلشم خیلی ۳ک۳۰یه ماشالله
بقیه عکسا تو ادامه مطلب هست...
ادامه مطلب
شنبه 18 مهر1388
مدیر برنامه ریزی
تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
براي برفي که آب مي شود دوست مي دارم
تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت
لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم
براي پشت کردن به ارزوهاي محال
به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به خاطردود لاله هاي وحشي
به خاطر گونه ي زرين افتاب گردان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه کساني که نديده ام دوست مي دارم
تو را براي لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شيرين خا طره ها دوست مي دارم
تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي اسمان دوست مي دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ...دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ...دوست مي دارم
براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و
براي نخستين گناه...
تو را به خاطر دوست داشتن...دوست مي دارم
تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم...دوست مي دارم
پی نوشت:اول برج که برم خدمت اینقدر سرم شلوغ میشه که وقت خاروندنشم ندارم![]()
احتیاج به یه مدیر برنامه دارم با حقوق مکفی و بیمه...یه مدیر
برنامه ریز حاذق و مجرب....فکر کنم باید برم تو نیازمندی ها بزنم...
نمیدونم چرا به هرکی میگم بیا مدیر برنامه هام شو بهش بر میخوره...
به یه بنده خدایی گفتم...گفت من دکترا دارم.اونوقت بیام مدیر برنامه های تو شم؟![]()
